خرید بک لینک
سلام این روزها دلم می خواهد یک مکان دنج پیدا کنم و از این همه هیاهو دور شوم. همه در تکاپوی جشن عروسی ما هستند ولی من دنبال فرصتی هستم که همش با همسر جانمان به کوه و دشت و بیابان بروم که آن هم به لطف شغل همسر چندان مقدور نمی شود.باور می کنید چندین بار نوشتم و پاک کردم؟ نمی دونید چقد دلم می خواد بشینم و همه ی اتفاقات زندگیمو اینجا تایپ کنم..یه زمانی همه ی آرزوم این بود که ازدواج کنم و مثل وبلاگ نویسای دیگه از همسرم و حسم بنویسم از اینکه چه اتفاقایی دور و برم میفتن..ز اینکه نزدیک جشن عروسیمون چیکارایی می کنم خریدام چطورن و خیلی چیزای دیگه..می خوام بیام بنویسم

برچسب: نویسنده: سپیده جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 23:10

سلام خوبید؟ منم خوبم..همسرم هم خوبه..نزدیکه بیست روزه که زندگیمونو آغاز کردیم اوایل حس یه جوری بهم دس داده بود انگار که دارم رو هوا راه می رم..ولی کم کم همه چی داره روال عادیشو پیدا می کنه..با اینکه زیاد از خانواده دور نیستم ولی با اینحال خیلی دلتنگشون میشم و باید یه روز در میون بیام خونه پدری تا دلتنگیم مرتفع بشه..خوشحالم که همه ی اون استرس های قبل مراسم عروسی تموم شده..با اینکه از ترانه "همه چ آرومههه.." خوشم نمیاد ولی گاهی وختا زیر لبم زمزمه ش می کنم..چونکه واقعا همه چی آرومه...دلم برای تک تکتون تنگ شده..فعلا اینترنت درست و درمون ندارم ولی در اسرع وقت میام

برچسب: زیر سقف مشترک,زیر سقف مشترک با عشق,زیر یک سقف مشترک با عشق,معجزه صبر زیر سقف مشترک, نویسنده: سپیده جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 23:10

کسی از لی لی خبر داره؟پرنده رو میگما..قبلا مورچه بود..

برچسب: توجه توجه,توجه النفس,توجه به انگلیسی,توجه بالانجليزي,توجه كردن به انگليسي,توجه النفس نحو العمل,توجه القلب وعزم النفس, نویسنده: سپیده جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 23:10

گاهی وختا فقط باید لبخند زد..یکی از اخلاقای بدم اینه که سر چیزای بی خودی زود از کوره در میرم و سریع واکنش نشون میدم..ولی تازگیا یاد گرفتم که وقتی تو موقعیتی قرار می گیرم که عصبانیتم حتمیه..فقط لبخند می زنم..برام خیلی سخته..خیلیا..ولی مجبورمم مجبورر


............................

پ ن: حس قشنگیه..وقتی که مامان بزرگ همسرم داره بافتنی میبافه..

برچسب: لبخند,لبخند بزن,لبخند زندگی,لبخند تو,لبخند ژکوند,لبخند زیبا,لبخند تلخ,لبخند خدا,لبخند رخساره,لبخند میزنم, نویسنده: سپیده جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 23:10

یعنی من الان 30 ساله شدم؟ یا 29 سالم تموم شده؟هاع؟با اینکه جشن تولدم خیلی خوب بود و خیلی بهم خوش گذشت ولی ته دلم برای 20 سالگیم تنگ شده..لابد وقتی 40 ساله بشم دلم برای 30 سالگیم تنگ میشه...

هییییییی...زندگیه دیگه چه میشه کرد..مثه همیشه خیلی کوتاه نوشتم..


میام به همه تون سر می زنم...دوستون دارم..خیلی...

برچسب: مبارک باشه آرمین 2afm,مبارک باشه,مبارک باشه 2afm,مبارک باشه ارمین,مبارک باشه به انگلیسی,مبارک باشه از آرمین 2afm,مبارك باشه,مبارک باشه از ارمین,مبارك باشه ارمين,مبارک باشه دانلود, نویسنده: سپیده جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 23:09

دوران دانشجویی 48 کیلو بودم..

فارغ التحصیلی 52 کیلو شدم..

دوران نامزدی 58 کیلو...و الان 62..

چه کاریه خب..

برچسب: سیر صعودی قیمت طلا,سیر صعودی دلار,سیر صعودی تا سقوط,سیر صعودی قیمت مسکن,سیر صعودی سهام پدیده,سیر صعودی طلا,سیر صعودی قیمت بنزین,سیر صعودی والیبال ایران,سير صعودي دلار, نویسنده: سپیده جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 23:09

سلام دوستان قدیمی امیدوارم که حالتون خوب باشه و هرجا که هستید شاد و سلامت باشید،دلم برای اینجا تنگ شده بود ولی همینطور که مستحضر هستید وبلاگ نویسی خیلی وقته که از رونق افتاده،من اومدم به همتون سر زدم یا اسباب کشی کردید و رفتید، یا دیگه نمی نویسید خلاصه بگم که ما همه بی معرفت هستیم،امیدوارم که یک روزی دوباره وبلاگ نویسی رونق پیدا کنه و به حول و قوه الهی همگی به دیار خودمون برگردیم.با تشکر

برچسب: کجایند یاران بی ادعا, نویسنده: سپیده جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 23:09

صفحه بندی